چهارشنبه دوم خرداد 1386
سرود بهار

بهارم و بهارم , با خود شادی می یارم
شکوفه های سفید , گلهای تازه دارم
سه ماه دارم , همیشه فروردین اولیشه
اردیبهشت و خرداد ماههای بعدی میشه
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386
سرود عید غدیر
چی گفت چی گفت پیامبر
چی گفت به هر رهگذر
چی گفت به هر همسفر
عید غدیر پیامبر ، گفتا به هر رهگذر
هر پسر و هر پدر ، هر حاجی و همسفر
علی که بهترینه ، امام اولینه
جان علی جان منه ، خون علی خون منه
دشمن او دشمن من
دوست علی دوست منه
اگه منو دوست دارین دل به علی بسپارین
خدایا – خدایا
با هر که دشمن اوست
دشمن بشی چه نیکوست
هر کی که دوست اونه
تو هم باهاش بشودوست
یکشنبه هفدهم دی 1385
سرود ايران
ما گلهاي خندانيم فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم هشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران بايد توانا باشيم
آباد باش اي ايران آزاد باش اي ايران
از ما فرزندان خود دلشاد باش اي ايران
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385
سرود حيوانات
تو قفسهاي باغ وحش حيوونهاي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو ميمون و شير وپلنگ
ميمونه شكلك مي سازه مَردُموخوشحال ميكنه
با يه دونه توپ سفيد تنهايي فوتبال مي كنه
نگاه كنيد خرسَرو ايستاده روي دو پا
خرگوشه رو نگاه كنيد هي مي پره رو هوا
طاووس رو نگاه كنيد چه خوشگل و قشنگه
چترشوهي باز مي كنه ناز وخوش آب ورنگه۲

شنبه بیست و هفتم اسفند 1384
موتور سواري
موتور سواري مي كنم ر ر ر
موتور تون را خاموش كنيد تـ تـ ت
با بزبزي بازي كنيد بـ بـ ب
خرگوشه رم صدا كنيد ايـ يـ ی
آهو خانم هـ ـهـ ـه ه
گرگه رو ديدي ، بله ديدم ، گوشهاش
چه شكلي بود گـ گـ گ

چهارشنبه دهم اسفند 1384
سرود پوشاك
لباسهاي رنگارنگ سبز و سفيد و قشنگ
هر كدام از لباسها لازم باشد با هوا
هوا كه سرد و برفيست لباس گرم بافتنيست
دستكش و شال و كلاه بپوشم وقت سرما
وقتي هوا گرم مي شه لباس نازك خوبه
با لباس مرتب هستي تميز و راحت
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
سرود 12 امام
اي يار با شهامت بگو از امامت
امامت خوش لقا دوازده پيشوا
آمده بعد از نبي اول ايشان علي
امام دوم حسن امام سوم حسين
چهارم علي بن حسين اي يار خوش گفتگو
امام پنجم بگو از طاهران طاهر است
محمد باقر است ششم جعفر صادق
هفتم موسي كاظم هشتم امام رضا
رضا به حكم قضا نهم محمد تقي
دهم علي نقی يازدهم عسكري
دوازدهم صاحب است زنده ولي غايب است
ظاهر شود زماني روشن كند جهاني
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
سرود نماز
شيرين شيرين شيرينه نماز خوندن شيرينه
خدا جونم مي دونه اگر نماز نخونم
بايد تنها بمونم نماز ستون دينه
معراج مؤمنين همه با هم بخونيم
جماعتش شيرينه همه با هم بخونيم
جماعتش شيرينه

دوشنبه دهم بهمن 1384
سرود امام علي ( ع )
امام اول ؟ علي جان پيامبر ؟ علي
اول مسلمان ؟ علي حافظ قرآن ؟ علي
همسر زهرا ؟ علي يار يتيمان ؟ علي
ياور مولا ؟ علي دوست شما و ما ؟ علي
بچه هاي قشنگم گلهاي شوخ و شنگم
بچه هاي مسلمان شيعيان علي جان
بگين كه شكر خدا داده علي را به ما
لطف خدا شاملتون مهر علي ، عشق علي تو دلتون
دست علي يارتون خدا نگهدارتون ( 2 )
دوشنبه دهم بهمن 1384
(( سرود وضو )) به صورت اشاره و عيني كار شود .
دست و صورتم را مي شويم ( اينجوري ، اينجوري )
با دست چپ آب مي ريزم روي دست راست ( از اينجا تا اينجا )
با دست راست آب مي ريزم روي دست چپ ( از اينجا تا اينجا )
دست به آب نمي زنم ، با دست راست مسح مي كشم روي سرم ( از اينجا تا اينجا )
دست به آب نمي زنم ، با دست راست مسح مي كشم روي پاي راست ( از اينجا تا اينجا )
دست به آب نمي زنم ، با دست چپ مسح مي كشم روي پاي چپ ( از اينجا تا اينجا )
وضوي ما تمام شد ، نماز ما شروع شد
شنبه یکم بهمن 1384
سرود سال
آي بچه ها ، آي بچه ها
اسم من ساله ، اسم من ساله
من چهار تا بچه دارم ، بچه دارم
اسمشون فصل ، اسمشون فصل
فصل اول بهاره ، بهار شكوفه داره
فصل دوم تابستان ، ميوه ميشه فراوان
فصل سوم پاييزه ، پاييز برگها مي ريزه
فصل چهارم زمستان ، سرما و برف و باران

شنبه یکم بهمن 1384
سرود زمستان
زمستونم و زمستونم
برفي دارم فراوون
به هر طرف رو مي يارم
يك اثر از خود مي زارم
اگر مي خواي تو فصل من
اينجوري نلرزي مثل من
برو پاي بخاري
تا من بشم فراري ( 2 )
***************************
زمستونه ، زمستونه فصل تگرگ و بارونه
هوا شده خيلي سرد روي زمين پر از برف
چه خوبه كودكستان وقتي ميشه زمستان
كلاغهاي رنگارنگ بخاريهاي روشن
وقتي كه برف مي باره دلم مي خواد دوباره
برم به كودكستان ميان آن گلستان
شنبه یکم بهمن 1384
سرود پاييز
من كه چنين عزيزم
خزونم و پاييزم
تو فصل من ميوزه باد
بارون و طوفان هم مياد
هوا يه خورده سرد ميشه
برگ درختها زرد ميشه
ميوه ي من زالزالكه
خزون توي فصلها تكه
شنبه یکم بهمن 1384
سرود خوشحال و شاد و خندانم
خوشحال و شاد وخندانم
قدر دنيا را مي دانم
خنده كنم من ، دست بزم من
پا بكوبم من ، جوانم
در دلم غمي ندارم
زيرا هست سلامت جانم
عمر ما كوتاست ، چون گل صحراست
پس بياييد شادي كنيم
بياييد با هم بخوانيم
ترانه ي جواني را
گل بريزم من ، از سوي دامن
بر روي خرمن شادابم ، شادابم

پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
سرود پدر و مادر
پدر و مادرا ، پدر و مادرا ، پدر و مادرا
شما ها اميد زندگي ماييد ![]()
شما سرچشمه ي خوشبختي ماييد
شما با قلبي سپيد ، عشق و ايمان و اميد
ما رو به خوبي تربيت مي كنيد
شما با مربيان ، دست به دست هم ميدين
تا كه آينده ي ما ها رو بسازيد
شما ها اميد زندگي ماييد
شما سرچشمه ي خوشبختي ماييد
تا مريض شم ، مامان من
مثل پروانه به دور من مي چرخه
شبها تا صبح ، نمي خوابه ، غم و غصه مي خوره
هيچي نمي گه ، پيشكش من
گل سرخي است
توي قلب كوچك محبت من
پدر و مادرا ، پدر و مادرا ، پدر مادرا ( 2 )
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
سرود خوش آمديد (( با آهنگ تولدت مبارك ))
خوش آمد خوش آمد ![]()
خوش آمديد عزيزان
خوش آمد خوش آمد
خوش آمديد سروران (2 )
به اين جشن دوستانه
به بزم كودكانه
داريم ما شما را دوست
از دل و جان جانانه (2 )
ما كودكان ، ما كوچيكان
ممنونيم از شما مربيان
آرزو داريم كه باشيد
هميشه خوشحال و شاد
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
سرود پليس
اون كه شبها بيداره
لباس رزم داره
مواظب شهر ماست
مواظب خونه هاست
پليس مهربونه
هميشه خوش زبونه
اون كه تفنگ داره
كلاه قشنگ داره
با آدمهاي بدكار
با دزداي خطاكار
دشمنه و مي جنگه
آقا پليسه زرنگه
وقتي توي خيابون
ماشين مياد چپ و راست
پليس راهنمايي
مواظب بچه هاست
بچه خوب هميشه
از خط كشي رد مي شه
یکشنبه هجدهم دی 1384
سرود اصول دين
من بچه مسلمونم ![]()
اصول دين خوب مي دونم
اصول دين پنج بود
دانستنش گنج بود
اول خداي يكتا
يعني تك و بي همتا
دوم خدا عادل بود
بر همه چيز قادر بود
سوم نبوت نبي
خدا فرستاده نبي
چهارم امامت آمده
بهتر هدايت آمده
پنجم معاد محشر است
روز جزاي اكبر است
شكر خدا مسلمونم ( 2 )
یکشنبه هجدهم دی 1384
سرود مداد رنگي
يك جعبه مداد رنگي دارم
همه رنگشو دوست مي دارم
آبي چه رنگ خوبيه
يه رنگ آسمونيه
سفيد چقدر ناز و ملوس
رنگ لباس هر عروس
یکشنبه هجدهم دی 1384
سرود پيامبر
پيامبرم محمد
در آسمانها احمد
عبدالله پدر اوست آمنه مادر اوست
دايه او حليمه با اخلاق كريمه
خديجه همسر اوست فاطمه دختر اوست
صل علي محمد صلوات بر محمد
چهارشنبه چهاردهم دی 1384
خدا ما را آفريده
خدا ما را آفريده
زندگي به ما بخشيده
دوچشم داده دوابرو
سينه و پشت و پهلو
يك سر گرد و پر مو
دو دست داده دو تا پا
ما دوست داريم خدا رو
ما بنده ي خداييم
خوشگل و خوش اداييم (2 )
سه شنبه سیزدهم دی 1384
شير
شير تا بخواي مفيده مانند برف سفيده
كامل تر از اين غذا هيچ كس بخود نديده
شير بخوريم سير مي شيم قوي مثل شير مي شيم
هر روز اگه بنوشيم هيچ وقت مريض نمي شيم
سه شنبه سیزدهم دی 1384
نظافت

صبح كه از خواب پا مي شم
مثل يه غنچه وا مي شم
شروع مي كنم نظافت
گوش كن ببين چه راحت
حوله رو بر مي دارم
روي دوشم مي زارم
صابون از اون گوشه
عشوه به من مي فروشه
منو مي كنه صدا
زودتر به نزدم بيا
آب دستشوئي تميز
مي ريزه ريزه ريزه
وظيفه اش چه چيزه
منو مي كنه پاكيزه
مسواك خميري بر روش
با يك ليوان آب توش
شويم دهان و دندان
بگم چه جوري رفيقان ( اينجوري3)
شانه كه روي ميزه
دندونه هاش تميزه
شانه زنم به موهام
بگم چه جوري رفيقان ( اينجوري3)
شيروچايي بنوشم
لباس تميز بپوشم
روم به كودكستان
ميان آن گلستان
بگم چه جوري رفيقان( اينجوري ۳ )
سه شنبه سیزدهم دی 1384
دعـــــا
دستامونو مي بريم بالا
با همديگه مي كنيم دعا
آهاي خدا خدا خدا
بشنو دعاهاي مرا
دعا براي مادرم
دعا به شادي بابا
به خانه ها صفا بده
بجان ما وفا بده
سه شنبه سیزدهم دی 1384
خانواده
مانند دست است هر خانواده
هر كس يك انگشت در خانواده
بابادراين دست انگشت شصت است
آنكه نخستين انگشت دست است
انگشت بعدي ، يعني نشانه
او مادر ماست ، خانم خانه
انگشت سوم يعني برادر
اينجا نشسته پهلوي مادر
پس آن يكي كيست،انگشت ديگر
آري درست است او هست خواهر
من هستم آخر انگشت كوچك
انگشتها را ديدي تو تك تك
ما پنج انگشت هستيم با هم
با هم شريكيم در شادي و غم
گر چه جدائيم ما پنج انگشت
هستيم با هم ، مانند يك مشت(2)
سه شنبه سیزدهم دی 1384
شب يلدا
شب يلدا شب زيبا
قشنگترين شب امشب توي شبها
شب يلدا شب زيبا
بلندتر شب امشب توي شبها
شب يلدا شب زيبا
قشنگترين شب امشب توي شبها
قصه مي گن تو اين شب بزرگترها
شيريني و آجيل مي خورن كوچكترها
شب شب يلدا است
امشب شب يلدا است ( 3 )
