چهارشنبه چهاردهم دی 1384
خدا ما را آفريده
خدا ما را آفريده
زندگي به ما بخشيده
دوچشم داده دوابرو
سينه و پشت و پهلو
يك سر گرد و پر مو
دو دست داده دو تا پا
ما دوست داريم خدا رو
ما بنده ي خداييم
خوشگل و خوش اداييم (2 )
سه شنبه سیزدهم دی 1384
شير
شير تا بخواي مفيده مانند برف سفيده
كامل تر از اين غذا هيچ كس بخود نديده
شير بخوريم سير مي شيم قوي مثل شير مي شيم
هر روز اگه بنوشيم هيچ وقت مريض نمي شيم
سه شنبه سیزدهم دی 1384
نظافت

صبح كه از خواب پا مي شم
مثل يه غنچه وا مي شم
شروع مي كنم نظافت
گوش كن ببين چه راحت
حوله رو بر مي دارم
روي دوشم مي زارم
صابون از اون گوشه
عشوه به من مي فروشه
منو مي كنه صدا
زودتر به نزدم بيا
آب دستشوئي تميز
مي ريزه ريزه ريزه
وظيفه اش چه چيزه
منو مي كنه پاكيزه
مسواك خميري بر روش
با يك ليوان آب توش
شويم دهان و دندان
بگم چه جوري رفيقان ( اينجوري3)
شانه كه روي ميزه
دندونه هاش تميزه
شانه زنم به موهام
بگم چه جوري رفيقان ( اينجوري3)
شيروچايي بنوشم
لباس تميز بپوشم
روم به كودكستان
ميان آن گلستان
بگم چه جوري رفيقان( اينجوري ۳ )
سه شنبه سیزدهم دی 1384
دعـــــا
دستامونو مي بريم بالا
با همديگه مي كنيم دعا
آهاي خدا خدا خدا
بشنو دعاهاي مرا
دعا براي مادرم
دعا به شادي بابا
به خانه ها صفا بده
بجان ما وفا بده
سه شنبه سیزدهم دی 1384
خانواده
مانند دست است هر خانواده
هر كس يك انگشت در خانواده
بابادراين دست انگشت شصت است
آنكه نخستين انگشت دست است
انگشت بعدي ، يعني نشانه
او مادر ماست ، خانم خانه
انگشت سوم يعني برادر
اينجا نشسته پهلوي مادر
پس آن يكي كيست،انگشت ديگر
آري درست است او هست خواهر
من هستم آخر انگشت كوچك
انگشتها را ديدي تو تك تك
ما پنج انگشت هستيم با هم
با هم شريكيم در شادي و غم
گر چه جدائيم ما پنج انگشت
هستيم با هم ، مانند يك مشت(2)
سه شنبه سیزدهم دی 1384
شب يلدا
شب يلدا شب زيبا
قشنگترين شب امشب توي شبها
شب يلدا شب زيبا
بلندتر شب امشب توي شبها
شب يلدا شب زيبا
قشنگترين شب امشب توي شبها
قصه مي گن تو اين شب بزرگترها
شيريني و آجيل مي خورن كوچكترها
شب شب يلدا است
امشب شب يلدا است ( 3 )
