شنبه یکم بهمن 1384
سرود سال
آي بچه ها ، آي بچه ها
اسم من ساله ، اسم من ساله
من چهار تا بچه دارم ، بچه دارم
اسمشون فصل ، اسمشون فصل
فصل اول بهاره ، بهار شكوفه داره
فصل دوم تابستان ، ميوه ميشه فراوان
فصل سوم پاييزه ، پاييز برگها مي ريزه
فصل چهارم زمستان ، سرما و برف و باران

شنبه یکم بهمن 1384
سرود زمستان
زمستونم و زمستونم
برفي دارم فراوون
به هر طرف رو مي يارم
يك اثر از خود مي زارم
اگر مي خواي تو فصل من
اينجوري نلرزي مثل من
برو پاي بخاري
تا من بشم فراري ( 2 )
***************************
زمستونه ، زمستونه فصل تگرگ و بارونه
هوا شده خيلي سرد روي زمين پر از برف
چه خوبه كودكستان وقتي ميشه زمستان
كلاغهاي رنگارنگ بخاريهاي روشن
وقتي كه برف مي باره دلم مي خواد دوباره
برم به كودكستان ميان آن گلستان
شنبه یکم بهمن 1384
سرود پاييز
من كه چنين عزيزم
خزونم و پاييزم
تو فصل من ميوزه باد
بارون و طوفان هم مياد
هوا يه خورده سرد ميشه
برگ درختها زرد ميشه
ميوه ي من زالزالكه
خزون توي فصلها تكه
شنبه یکم بهمن 1384
سرود خوشحال و شاد و خندانم
خوشحال و شاد وخندانم
قدر دنيا را مي دانم
خنده كنم من ، دست بزم من
پا بكوبم من ، جوانم
در دلم غمي ندارم
زيرا هست سلامت جانم
عمر ما كوتاست ، چون گل صحراست
پس بياييد شادي كنيم
بياييد با هم بخوانيم
ترانه ي جواني را
گل بريزم من ، از سوي دامن
بر روي خرمن شادابم ، شادابم


